انجمن مطالعات بهائی در پنجاه‌سالگی

پژوهش و دانش در خدمت خیر عمومی

کنفرانس انجمن مطالعات بهائی که به مناسبت پنجاه‌سالگی این انجمن، حدود ۲۱۰۰ نفر را گرد هم آورد تا بررسی کنند که پژوهش و دانش چگونه می‌توانند در خدمت خیر عمومی قرار گیرند.

۱۲ شهریور ۱۴۰۵

اتاوا، کانادا — اغلب چنین تصور می‌شود که پژوهش علمی صرفاً کار متخصصان است؛ کاری که در دانشگاه‌ها انجام می‌شود و حاصل آن در نشریات علمی به چاپ می‌رسد. اما بیش از پنجاه سال تجربهٔ انجمن مطالعات بهائی از برداشتی گسترده‌تر حکایت دارد: هر فرد می‌تواند به سهم خود در تولید دانش نقش داشته باشد و فضاهای اجتماعی بی‌شماری نیز می‌توانند عرصهٔ جست‌وجویی منظم و روشمند برای یافتن بینش‌هایی شوند که به بهروزی انسان می‌انجامند.

این دیدگاه در سراسر پنجاهمین کنفرانس سالانهٔ انجمن بازتاب یافت؛ کنفرانسی که ماه گذشته حدود ۲۱۰۰ شرکت‌کننده را در اتاوا گرد هم آورد. این گردهمایی با ۱۶ سمینار دو روزه آغاز شد. در این سمینارها حوزه‌های بسیار متنوعی، از جمله سلامت، فناوری، رسانه، آموزش، هنر، سلامت روان، پژوهش علمی و پژوهش با مشارکت جامعه بررسی شدند. هم‌زمان، مؤسسهٔ مطالعات رفاه جهانی برنامه‌ای برگزار کرد و جوانان ۱۵ تا ۲۱ ساله را گرد هم آورد تا دربارهٔ پیوند میان تحصیل، کار، خدمت و سهمشان در حیات اجتماع بیندیشند.

در کانون این تلاش‌ها، هدف بنیادینی قرار دارد که انجمن برای آن تأسیس شده است. شبنم کویرالا آزاد (Shabnam Koirala‑Azad)، رئیس کمیتهٔ اجرایی انجمن، این هدف را چنین توصیف کرد: فراهم آوردن فرصت‌هایی برای دانشگاهیان، متخصصان و دیگر شرکت‌کنندگان علاقه‌مند تا میان اصول برگرفته از ظهور بهائی و گفتمان‌های دانشگاهی و حرفه‌ای اجتماع گفت‌وگویی جدی برقرار کنند؛ گفت‌وگویی که ابعاد این عرصه‌های فعالیت انسانی را روشن‌تر سازد.

تاد اسمیت (Todd Smith)، دبیر کمیتهٔ اجرایی، تأکید کرد که این ارتباط دوسویه است: توجه به بینش‌های موجود در حوزه‌های گوناگون دانش نیز به نوبهٔ خود می‌تواند درک شرکت‌کنندگان از آثار بهائی را عمیق‌تر کند.

سفیرا رامش‌فر، که به نمایندگی از محفل روحانی ملی بهائیان ایالات متحده سخن می‌گفت، رویکرد انجمن به دانش را که در گذر زمان برجسته‌تر شده است چنین توصیف کرد: در این رویکرد، دقت فکری با ادراک روحانی و آنچه خدمت ایجاب می‌کند هماهنگ می‌شود و درک نیز از راه مشورت عمق می‌یابد.

به گفتهٔ او، دانش منبعی برای پیشبرد تمدن است.

گسترش عرصهٔ پژوهش

پنجاهمین سالگرد فرصتی فراهم کرد تا با مرور سیر تحول انجمن، روشن شود هدفی که انجمن از نخستین سال‌های فعالیت خود دنبال می‌کرد، چگونه در گذر زمان جلوه‌های غنی‌تری یافته است.

محفل روحانی ملی بهائیان کانادا در سال ۱۹۷۵ این انجمن را تأسیس کرد. در آن زمان، جامعهٔ بهائی کانادا می‌کوشید دریابد که بینش‌های برگرفته از تعالیم بهائی چگونه می‌توانند، از جمله در قالب ارائه‌های رسمی، دوره‌های آموزشی و برنامه‌های سخنرانی دانشگاهی، به حیات فکری دانشگاه‌ها و دیگر مؤسسات آموزش عالی غنا ببخشند.

سال بعد، ۸۰ نفر در نخستین کنفرانس سالانهٔ انجمن در سیدر گلن (Cedar Glen)، واقع در بولتونِ استان انتاریو (Bolton, Ontario)، شرکت کردند. انجمن از همان آغاز کوشید زمینهٔ تأمل و پژوهش جدی دربارهٔ تعالیم بهائی و پرسش‌های پیش روی اجتماع را فراهم کند. تقریباً از همان ابتدا، انجمن انتشار آثار پژوهشی برای طیف گسترده‌تری از مخاطبان را نیز در برنامهٔ خود گنجاند. سخنرانی‌ها و کنفرانس‌هایی در محیط‌های دانشگاهی برگزار شد، انجمن‌های دانشجویی شکل گرفتند و دانشجویان فضایی یافتند تا پرسش‌هایی را که در جریان تحصیل برایشان پیش می‌آمد، در پرتو اصول بهائی بررسی کنند.

دیوید اسمیت (David Smith)، که در سال‌های نخست شکل‌گیری انجمن نقش داشت و بعدها عضو هیئت مشاورین قاره‌ای در آمریکای شمالی شد، گفت در آن زمان این چشم‌انداز برایش جذاب بود: کسانی که در پی یافتن راه‌حل‌هایی برای مشکلات اجتماع و فناوری بودند، بتوانند در محیط‌های آموزش عالی با بینش‌های برگرفته از تعالیم بهائی آشنا شوند. به گفتهٔ او، انجمن به «ابزاری برای یادگیری» تبدیل شد.

با گسترش انجمن، راه‌های بیشتری نیز برای پیشبرد این هدف گشوده شد. در سال ۱۹۸۱، حوزهٔ فعالیت انجمن به سراسر آمریکای شمالی گسترش یافت و یک سال بعد، مرکز مطالعات بهائی (Centre for Bahá’í Studies) در اتاوا آغاز به کار کرد. در دههٔ ۱۹۸۰، شماری از هم‌اندیشی‌ها و گفت‌وگوها فرصت‌هایی فراهم کردند تا دیدگاه‌های بهائی در کنار آثار پژوهشی حوزه‌های دیگر و جریان‌های معاصر اندیشهٔ اجتماعی بررسی شوند. نشریهٔ «مطالعات بهائی»، که در سال ۱۹۸۸ تأسیس شد، زمینهٔ دیگری فراهم کرد تا پژوهش علمی، با دقت و روشمندی روزافزون، هم به حیات فکری جامعهٔ بهائی کمک کند و هم در گفت‌وگوهای گسترده‌تر دانشگاهی سهم داشته باشد.

در دهه‌های بعد، کنفرانس‌ها، آثار منتشرشده، فعالیت‌های دانشگاهی و گفت‌وگوهای علمی، هر یک صورت‌های گوناگونی یافتند. بااین‌حال، هدف مشترکی که در پس همهٔ آن‌ها قرار داشت، پیوسته عمق بیشتری می‌یافت: بینش‌های برخاسته از ظهور حضرت بهاءالله چگونه می‌توانند بشر را در جست‌وجوی دانش یاری دهند؟

روشن دانش، عضو پیشین کمیتهٔ اجرایی، یکی دیگر از ابعاد مهم نقش انجمن را در سال‌های نخست فعالیتش شرح داد. در آن زمان، پژوهش دربارهٔ آیین بهائی به زبان‌هایی جز فارسی و عربی هنوز محدود بود. انجمن به شکل‌گیری فضاهایی کمک کرد تا چنین پژوهش‌هایی گسترش یابند و به گفت‌وگوهای فکری گسترده‌تر راه یابند. به گفتهٔ او، انجمن از همان آغاز تنها به مطالعهٔ آیین بهائی نمی‌پرداخت، بلکه رابطهٔ تعالیم بهائی با اندیشهٔ معاصر را نیز بررسی می‌کرد.

این رویکرد با انتشار آثار، برگزاری کنفرانس‌ها و تبادل نظر با اندیشمندانی از رشته‌های گوناگون دنبال شد. دکتر دانش خاطرنشان کرد که این تلاش‌های آغازین به ایجاد «نقاط تلاقی» میان اندیشهٔ بهائی و دیگر حوزه‌های دانش کمک کردند. به گفتهٔ او، رویکردهای مشارکتی‌تر امروز بر پایهٔ همین تلاش‌های پیشین برای یافتن راه‌های برقراری چنین ارتباط‌هایی شکل گرفته‌اند.

پی‌یر-ایو موکه (Pierre‑Yves Mocquais)، یکی دیگر از اعضای پیشین کمیتهٔ اجرایی انجمن که اکنون استاد بازنشستهٔ دانشگاه کلگری است، به ویژگی‌ای اشاره کرد که در همهٔ این دهه‌ها برجسته بوده است: «آنچه برای من دربارهٔ انجمن مطالعات بهائی بیش از همه چشمگیر است، این است که این انجمن از همان آغاز تاکنون پیوسته شیوه‌های گوناگونی را آزموده است.»

انجمن می‌کوشید دریابد فعالیت‌هایش چگونه می‌توانند پاسخ‌گوی نیازهای در حال تغییر باشند و در این مسیر، مشورت با مؤسسات بهائی به شکل‌گیری رویکردهای تازه‌ای انجامید.

بنابراین، این تحول صرفاً در گسترش دامنهٔ فعالیت‌ها خلاصه نمی‌شد؛ بلکه بازاندیشی دربارهٔ ماهیت فضاهایی را نیز دربر می‌گرفت که پژوهش علمی در آن‌ها شکل می‌گیرد.

جولیا برگر (Julia Berger)، که او نیز پیش‌تر عضو کمیتهٔ اجرایی بود، از تلاش‌های آغازین در این زمینه یاد کرد. در آن برنامه‌ها، چند نفر از یک حوزهٔ علمی یا حرفه‌ای مشترک در نشست‌هایی موسوم به «گفت‌وگوهای آکواریومی» کنار هم می‌نشستند و در پرتو اصول و تجربهٔ بهائی، دربارهٔ پرسش‌های مطرح در رشتهٔ خود می‌اندیشیدند و آنچه به ذهنشان می‌رسید با دیگران در میان می‌گذاشتند.

دکتر برگر روندی را که پس از آن آغاز شد، «پایبندی راسخ و خستگی‌ناپذیر به آزمودن، بازنگری و تأمل» توصیف کرد. همان گام‌های نسبتاً سادهٔ نخست، به‌تدریج زمینه را برای برگزاری سمینارهای فشرده‌تری فراهم کردند که اکنون در طول سال و نیز پیش از کنفرانس سالانه برگزار می‌شوند.

دکتر دیوید اسمیت نیز از تحولی یاد کرد که طی آن، فضای عمدتاً سخنرانی‌محور کنفرانس‌ها به‌تدریج مشارکتی‌تر شد و خود شرکت‌کنندگان نقشی فعال‌تر در کاوش مستمر بر عهده گرفتند. به گفتهٔ او، انجمن بیش از پیش توانسته است زمینه‌ای فراهم کند تا افراد بیاموزند چگونه یاد بگیرند.

نقطهٔ عطف مهم دیگری در ادامهٔ این روند، رهنمودی بود که بیت‌العدل اعظم در سال ۲۰۱۳ خطاب به محفل روحانی ملی بهائیان کانادا ارائه کرد. این رهنمود بر اهمیت شکل‌گیری فضاهایی تأکید می‌کرد که در آن‌ها افرادی از رشته‌های دانشگاهی مشابه بتوانند گفتمان‌های رایج در رشته‌های خود را بررسی کنند. این رهنمود همچنین نشان می‌داد که با ورود نسل‌های نو به عرصه‌های گوناگون فعالیت انسانی، انجمن چه نقشی می‌تواند ایفا کند.

در زمان ارائهٔ این رهنمود در سال ۲۰۱۳، در جریان فعالیت‌های محلی جامعهٔ بهائی در نقاط مختلف جهان، توانمندی‌هایی برای اقدام و تأمل نظام‌مند، مشورت و کاربست اصول روحانی در واقعیت اجتماعی پرورش می‌یافت. انجمن نیز بیش از پیش این توانمندی‌ها را در رویکردهای خود به کار می‌گرفت.

مریم آشتیانی، جامعه‌شناس و عضو کمیتهٔ اجرایی، گفت: «سیر تحول انجمن، بازتاب مستقیم توانمندی‌هایی است که در دیگر عرصه‌های فعالیت جامعهٔ بهائی پرورش می‌یابند.»

به گفتهٔ او، تجربه‌های حاصل از فعالیت‌های جامعه‌سازی و اقدام اجتماعی نشان می‌دهند که چگونه می‌توان اصول روحانی را از سطح مفاهیم انتزاعی فراتر برد و در زندگی به کار بست. عادت به مشورت، یادگیری و تأمل که از دل چنین تجربه‌هایی شکل گرفته است، به نوبهٔ خود موجب شده شرکت‌کنندگان مسائل حوزه‌های دانشگاهی و حرفه‌ای خود را با نگاهی عمیق‌تر بررسی کنند.

نمونه‌ای نشان می‌دهد که این شیوهٔ پژوهش چگونه می‌تواند در گذر زمان تکامل یابد. دکتر تاد اسمیت از گروهی یاد کرد که برای مطالعهٔ آثار یکی از فیلسوفان علم تشکیل شده بود. این گروه سرانجام به جمعی هفت‌نفره برای نگارش مشترک تبدیل شد. اعضای گروه طی چند سال به‌طور منظم گرد هم می‌آمدند، چکیده‌ها، طرح‌های کلی و پیش‌نویس‌های پیاپی یکدیگر را بررسی می‌کردند و هم‌زمان از بینش‌های حاصل از سمینارهای بزرگ‌تر بهره می‌گرفتند. این فرایند سرانجام به انتشار شش مقاله در دو شماره از نشریهٔ «مطالعات بهائی» انجامید.

دکتر اسمیت تأکید کرد که هدف بسیار فراتر از انتشار مقاله‌ها بود. شرکت‌کنندگان می‌آموختند چگونه «به یکدیگر کمک کنند تا هر یک در کنار دیگران به مقالهٔ خود شکل دهد». به این ترتیب، خودِ فرایند پژوهش نیز با روحیهٔ همکاری و مشورت همراه می‌شد.

دکتر آشتیانی گفت که در گذشته، کنفرانس «بستر اصلی» فعالیت‌های انجمن به شمار می‌رفت. اما اکنون بیش از پیش به «نقطهٔ عطفی» در روند این فعالیت‌ها تبدیل شده است؛ جایی که مسیرهای پژوهشیِ دنبال‌شده در طول سال به هم می‌رسند.

با مرور دهه‌های گذشته، تحول دیگری نیز بیش از پیش آشکار می‌شود. دانکن هنکس (Duncan Hanks)، از همکاران دیرین انجمن، توضیح داد که چگونه «یادگیری جمعی و فضاهای مشارکتی به‌تدریج جای خود را باز کردند» و در نتیجه، افراد بیشتری توانستند خود را در مطالعات بهائی و تولید دانش سهیم بدانند.

به گفتهٔ او، انجمن همچنان برای نقش تخصصی پژوهشگران ارزش قائل است، اما در پنجاه سال گذشته برداشت گسترده‌تری نیز شکل گرفته است: متخصصان، دانشجویان و همهٔ کسان دیگری که در سطح محلی فعالیت می‌کنند، می‌توانند در این فرایند سهیم باشند.

نگاهی تازه به پرسش‌های آشنا

تجربه‌هایی که در کنفرانس امسال بررسی شدند، به‌روشنی نشان دادند که برداشت گسترده‌تر از پژوهش علمی و مشارکت در تولید دانش، در حوزه‌های مشخص چگونه می‌تواند صورت عملی پیدا کند.

دکتر آشتیانی گفت: «وقتی می‌کوشیم در گفتمان‌های رایج اجتماع سهم داشته باشیم، در واقع به تحول در سطح اندیشه می‌اندیشیم؛ زیرا اندیشه است که به عمل شکل می‌دهد.»

اینکه در هر حوزه چه مسائلی مهم شمرده شوند، چگونه تفسیر شوند و چه اقداماتی معقول به نظر برسند، تا حدی به پیش‌فرض‌های آن حوزه دربارهٔ ماهیت انسان، پیشرفت، قدرت، دانش یا هدف اجتماع بستگی دارد. ازاین‌رو، طرح اصول بهائی در گفت‌وگوهای هر حوزه چیزی فراتر از افزودن اصطلاحات روحانی به رویکردهای موجود است. گاه حتی می‌تواند صورت مسئله را از اساس تغییر دهد.

پژوهش با جوامع، نه دربارهٔ آن‌ها

والنتینا مورالیدهاران (Valentina Muraleedharan)، جغرافی‌دان و آموزشگر، یکی از تسهیل‌گران سمیناری دربارهٔ اقدام‌پژوهی مشارکتی بود. این رویکرد به جوامع امکان می‌دهد واقعیت اجتماعی خود را فعالانه بررسی کنند و بیندیشند که در برابر شرایطی که شناسایی می‌کنند چه می‌توان کرد.

او توضیح داد که در پژوهش سنتی، گاه فردی از محیط دانشگاه با پرسشی از پیش تعیین‌شده وارد جامعه‌ای می‌شود. او با تکیه بر آثار پژوهشگران این حوزه خاطرنشان کرد که رویکردهای مشارکتی، برخلاف این شیوه، دانش برخاسته از تجربه‌های ساکنان هر جامعه را به رسمیت می‌شناسند؛ دانشی که تخصص افراد بیرون از آن جامعه نمی‌تواند به‌سادگی جای آن را بگیرد.

اصل یگانگی نوع بشر در آیین بهائی این دیدگاه را گامی فراتر می‌برد. دکتر مورالیدهاران توضیح داد که این اصل چگونه می‌تواند تصور وجود مرزی ثابت میان پژوهشگر و افراد مورد پژوهش را کمرنگ کند.

او گفت: «وقتی پژوهش با مشارکت یک جامعه انجام می‌شود، دیگر مرزی میان افراد درون و بیرون آن جامعه وجود ندارد. هرکس خود را بخشی از آن جامعه می‌بیند و چالش‌های پیش روی آن را چالش‌های خود می‌داند.»

مشارکت همگانی نیز بر چگونگی تعریف عدالت در پژوهش اثر می‌گذارد. عادلانه بودن یک فرایند را نمی‌توان صرفاً بر اساس یافته‌ها یا فواید نهایی آن سنجید؛ باید دید چه کسانی در شناسایی مسئله، صورت‌بندی پرسش‌ها، تفسیر تجربه‌ها و تصمیم‌گیری دربارهٔ اقدام بعدی نقش دارند.

دکتر مورالیدهاران گفت: «برای آنکه هم فرایند پژوهش عادلانه باشد و هم نتیجه‌ای عادلانه به دست آید، بسیار مهم است که چه کسانی در آن مشارکت داشته باشند.»

چنین پژوهشی می‌تواند به تقویت توانمندی جامعه برای شناخت واقعیت خود و پاسخ‌گویی به آن کمک کند، نه اینکه صرفاً به تولید دانش دربارهٔ آن جامعه محدود شود.

از سلامت فرد تا سلامت پیکر اجتماع

اصل یگانگی به فعالیت‌های جزمین میلر کلاین‌هنتس (Jasmine Miller‑Kleinhenz) در حوزهٔ سلامت جمعیت نیز جهت داده است.

دکتر میلر کلاین‌هنتس، زیست‌شناس مولکولی و عضو کمیتهٔ اجرایی، در آغاز برای توسعهٔ روش‌های درمان نوعی سرطان تهاجمی پستان کار می‌کرد که در برخی گروه‌های زنان شیوع بیشتری داشت. توضیح‌های رایج اغلب این تفاوت را به تبار یا ویژگی‌هایی نسبت می‌دادند که ذاتی آن گروه‌ها پنداشته می‌شد.

بااین‌حال، به گفتهٔ او، چنین فرض‌هایی پشتوانهٔ علمی کافی نداشتند.

تأمل در این اندیشهٔ بهائی که نوع بشر یک خانواده است، مسیر تازه‌ای را در پژوهش پیش روی او گشود: این زنان در چه شرایطی زندگی می‌کردند و آیا ممکن بود همین شرایط در بدنشان اثری زیستی بر جای بگذارد؟

دامنهٔ پژوهش او به‌تدریج از فرایندهای مولکولی درون بدن افراد فراتر رفت و محیط‌های اجتماعی و فیزیکی زندگی آنان را نیز دربر گرفت. او دسترسی به غذای مغذی، آموزش باکیفیت و فضای سبز را در کنار دیگر شرایط اجتماعی بررسی می‌کرد و می‌کوشید دریابد محیط‌هایی که بر اثر تصمیم‌های جمعی شکل گرفته‌اند، چگونه می‌توانند اثری جسمانی بر افراد بر جای بگذارند و سلامت آنان را تحت تأثیر قرار دهند.

از نظر دکتر میلر کلاین‌هنتس، اصل یگانگی خود به نتیجه‌ای علمی منجر نشد، بلکه توجه او را به پرسش علمی دیگری جلب کرد.

او دربارهٔ تلاش برای به‌کار بستن اصول روحانی در زندگی روزمره گفت: «این کار نمی‌تواند صرفاً فعالیتی پسندیده در حاشیهٔ کارهای اصلی‌ام باشد؛ باید پرسش‌های پژوهشی‌ام را نیز شکل دهد.»

وقتی شرایط زندگی فرد، به‌جای آنچه در بدن او می‌گذرد، محور پرسش قرار می‌گیرد، نگاه ما به اینکه مسئولیت سلامت بر عهدهٔ کیست نیز تغییر می‌کند. الگویی که سلامت را صرفاً امری فردی می‌داند، ممکن است بپرسد آیا فرد تغذیهٔ سالمی دارد یا به اندازهٔ کافی ورزش می‌کند. اما در نگاهی گسترده‌تر، فرد در شبکه‌ای از روابط، مؤسسات، محیط‌های زندگی و انتخاب‌های اجتماعی دیده می‌شود و این پرسش مطرح می‌شود که کل اجتماع در فراهم‌کردن شرایط مساعد برای سلامت افراد چه مسئولیتی دارد.

آشکار کردن پیش‌فرض‌های نهفته در فناوری

در سمینارهای فناوری نیز پرسش‌هایی مشابه دربارهٔ پیش‌فرض‌های پنهان مطرح شد.

ادیب شفیع‌پور، پژوهشگری که در زمینهٔ کاربردهای هوش مصنوعی در تشخیص بیماری فعالیت می‌کند، تمرینی را شرح داد که هنگام تدریس زیست‌فناوری به دانشجویان داده بود. او از آنان خواسته بود پیش‌فرض‌های نهفته در فناوری‌هایی را که مطالعه می‌کردند، شناسایی کنند.

دانشجویان خیلی زود به نکاتی فراتر از عملکرد فنی فناوری‌ها توجه کردند. یکی از دانشجویان پیش‌فرضی ضمنی را تشخیص داد: اینکه باید بدون توجه به کیفیت زندگی، در پی افزایش طول عمر انسان بود. دانشجوی دیگری این پرسش را مطرح کرد که آیا افزایش کارایی را باید همواره مطلوب دانست، بی‌آنکه پیامدهای مادی و اجتماعی گسترده‌تر آن در نظر گرفته شوند.

در این تمرین، از پیش تعیین نشده بود که دانشجویان باید به چه نتیجه‌ای برسند. اهمیت آن در آشکار کردن پیش‌فرض‌هایی بود که بدون چنین بررسی‌ای، ممکن بود اموری صرفاً فنی پنداشته شوند.

آقای شفیع‌پور توضیح داد که فناوری‌ها اغلب ابزارهایی خنثی معرفی می‌شوند. اما طراحی آن‌ها ناگزیر بازتاب‌دهندهٔ برداشت‌هایی دربارهٔ این موضوعات است: چه چیزی باید بهینه شود، کدام نیازها اهمیت دارند، چه چیزی پیشرفت به شمار می‌آید و انسان چگونه دیده می‌شود.

این موضوع به‌ویژه زمانی پیامدهای مهمی دارد که در نگاه غالب، انسان مصرف‌کننده‌ای تلقی شود که مشارکتش عمدتاً در پذیرفتن و استفاده از آنچه پیش‌تر تولید شده است خلاصه می‌شود.

در نگاه بهائی، انسان‌ها نقش‌آفرینانی‌اند که می‌توانند مشورت کنند، دست به انتخاب بزنند و در شکل دادن به زندگی جمعی خود سهیم باشند. این نگاه امکان دیگری را پیش رو می‌گذارد: خود جوامع می‌توانند توانایی بیشتری برای بررسی این پرسش‌ها پیدا کنند که به چه فناوری‌هایی نیاز دارند، این فناوری‌ها قرار است در خدمت چه اهدافی باشند و چه تأثیری ممکن است بر روابط و فرهنگشان بگذارند.

آقای شفیع‌پور تأکید کرد که این نمونه‌ها هرچند کوچک‌اند، نشان می‌دهند که لازم نیست مشارکت معنادار در تصمیم‌گیری‌های مربوط به فناوری به متخصصان این حوزه محدود باشد.

بازاندیشی در نقطهٔ آغاز اندیشهٔ سیاسی

مایکل ثابت (Michael Sabet)، دانشجوی دکتری علوم سیاسی و سردبیر نشریهٔ «مطالعات بهائی»، یکی از تسهیل‌گران سمیناری بود که رویکردهای جایگزین برای حزب‌گرایی و دوقطبی‌شدن سیاسی را بررسی می‌کرد.

او توضیح داد که بخش بزرگی از اندیشهٔ سیاسی از این فرض آغاز می‌شود که افراد یا گروه‌ها منافع متفاوتی دارند. در این چارچوب، مسئلهٔ سیاست این است که چگونه بر سر این منافع متعارض مذاکره شود، میان آن‌ها توازن برقرار شود یا بر سرشان منازعه درگیرد.

اصل یگانگی نوع بشر نقطهٔ آغاز را تغییر می‌دهد.

آقای ثابت گفت: «اگر از همان ابتدا… یگانگی نوع بشر را مبنا قرار دهیم، گفت‌وگو بر پایه‌ای متفاوت شکل می‌گیرد.»

او از تشبیه بهائیِ نوع بشر به پیکری واحد بهره گرفت. اعضای گوناگون این پیکر نیازهای متفاوتی دارند؛ اما در نهایت نمی‌توان سلامت یک عضو را به بهای محرومیت عضوی دیگر تأمین کرد. وقتی این نگاه در اندیشهٔ سیاسی به کار گرفته شود، دیگر تمرکز صرفاً بر این نیست که گروه‌های رقیب چگونه سهم خود را به دست آورند؛ بلکه بر این است که نیازهای گوناگون را چگونه می‌توان در چارچوب بهروزی کل اجتماع درک کرد.

آقای ثابت توضیح داد که اصل مشورت در آیین بهائی راهی برای تحقق این تغییر نگاه فراهم می‌کند. مشورت فضایی پدید می‌آورد که در آن می‌توان دیدگاه‌های متفاوت را در کنار یکدیگر بررسی کرد و به‌تدریج به درکی مشترک رسید؛ درکی که می‌تواند راهنمای اقدام جمعی باشد. به تعبیر او، «اگر مردم با روش درست گرد هم آیند»، می‌توانند به چنین وحدت درکی دست یابند.

گسترش دایرهٔ مشارکت‌کنندگان

رابطهٔ نواندی لاسون (Nwandi Lawson)، فعال حوزهٔ رسانه، با انجمن نیز نشان می‌دهد که برداشت از مطالعات بهائی چگونه گسترش یافته است.

او به یاد می‌آورد: «تصور می‌کردم چون در حوزهٔ رسانه فعالیت می‌کنم، انجمن مطالعات بهائی جای من نیست؛ بنابراین خودم را کنار گذاشتم.»

تنها پس از آنکه کسی او را به شرکت در فعالیت‌های انجمن تشویق کرد، با فضاهای مبتنی بر همکاری آشنا شد. در این فضاها می‌توانست از تجربهٔ حرفه‌ای خود برای بررسی منظم و روشمند پیش‌فرض‌هایی بهره بگیرد که به رسانه شکل می‌دهند.

امسال یک نکته توجه او را جلب کرد: در میان شرکت‌کنندگان سمینار «رسانه و اجتماع»، یک دانش‌آموز پایهٔ دوازدهم نیز حضور داشت.

خانم لاسون گفت تجربه همچنان ضروری است، اما هر حوزه زمانی غنی‌تر می‌شود که تازه‌واردان بتوانند با کسانی که دهه‌ها در آن فعالیت کرده‌اند، همفکری کنند.

این تعامل میان نسل‌ها در برنامهٔ ویژهٔ جوانان در کنفرانس نیز دیده می‌شد. شرکت‌کنندگانی در سنین دبیرستان و دانشگاه بررسی کردند که تحصیل و حرفهٔ آینده‌شان چگونه می‌توانند در کنار مشارکت در فعالیت‌های جامعه‌سازی و اقدام اجتماعی، بخشی از زندگی منسجمی در مسیر خدمت باشند.

هدا فرهمندپور، عضو محفل روحانی ملی بهائیان کانادا، به یاد آورد که در جوانی برای نخستین بار در کنفرانس انجمن شرکت کرده بود. او در سخنانی که در آغاز کنفرانس ایراد کرد، به فرصت‌هایی پرداخت که اکنون برای جوانان فراهم است تا «در کنار افراد باتجربه» وارد حوزه‌های دانشگاهی و حرفه‌ای شوند. آنان در این مسیر می‌توانند دقت فکری و روشنی اندیشه را در خود پرورش دهند؛ ویژگی‌هایی که برای افزودن به اندوختهٔ مشترک دانش در خدمت پیشرفت همگان ضروری‌اند.

به گفتهٔ دکتر تاد اسمیت، گسترش دامنهٔ مشارکت در نشست‌های انجمن بر نگرشی فروتنانه استوار است: شرکت‌کنندگان با پشتکار در این عرصه فعالیت می‌کنند و در عین حال خود را در «مسیر مشترک خدمت» می‌بینند؛ مسیری که «هرکس می‌تواند در آن سهمی داشته باشد».

بیانیه

ویدیوهای نشست عمومی

🔗 پرورش زیست‌بوم یادگیری: پنجاه سال فعالیت انجمن مطالعات بهائی

🔗 پرورش حیات فکری: مشارکت در گفتمان علوم زیستی

🔗 دانش بومی: خوانش سرزمین

مقالات مرتبط