در گفت‌وگو

در گفت‌وگو

بررسی چگونگی دستیابی جوانان در سراسر جهان به انسجام از طریق زندگی در مسیر خدمت

۴ مشاور از مناطق مختلف درباره این موضوع بحث می‌کنند که چگونه برنامه‌های آموزشی بهائی به جوانان کمک می‌نماید تا هویت و هدف خویش را از طریق خدمت به اجتماع کشف نمایند.

۲۲ اسفند ۱۴۰۴

مرکز جهانی بهائی — در قسمت تازه‌ای از مجموعهٔ «در گفت‌وگو»، چهار نفر از اعضای هیئت‌های مشاورین قاره‌ای توضیح می‌دهند که جوامع در کشورهای گوناگون چگونه می‌آموزند جوانان را در مسیری همراهی کنند که به زندگی آنان در همهٔ زمینه‌ها انسجام و هماهنگی می‌بخشد؛ مسیری که از اوایل نوجوانی آغاز شده و تا دوران دانشگاه و سپس ازدواج و زندگی خانوادگی ادامه می‌یابد.

جفری صبور (Jeffrey Sabour)، عضو هیئت مشاورین قاره‌ای در استرالاسیا، با تأمل در این موضوع می‌گوید: «آنچه می‌کوشیم دریابیم این است که چگونه می‌توانیم به انسجام واقعی در زندگی یک جوان کمک کنیم؟ چگونه هویت و آرمان‌های معنوی او می‌تواند به جنبه‌های مادی زندگی‌اش معنا ببخشد؟»

این پرسش دربارهٔ انسجام—اینکه چگونه جنبه‌های مادی و معنوی رشد یک جوان می‌توانند به‌جای رقابت، همدیگر را تقویت کنند—در سراسر این گفت‌وگوی گسترده جریان دارد؛ گفت‌وگویی که بر تجربیات جوامعی در مالزی، نیوزیلند، فیلیپین و ایالات متحده مبتنی است.

کشف هویت معنوی و پرورش حس هدفمندی

چند تن از مهمانان توضیح می‌دهند که برنامه‌های آموزش اخلاقی و معنوی بهائی چگونه به جوانان کمک می‌کند تا درک عمیق‌تری از هویت خود پیدا کنند؛ هویتی که ریشه در واقعیت معنوی دارد و تحت تأثیر فشارهای فرهنگ مصرف‌گرایی و رسانه‌های اجتماعی شکل نگرفته است.

آقای صبور خاطرنشان می‌کند که جوانان به‌شکل «تهاجمی» در معرض نیروهایی قرار دارند که هویت آنان را به ظاهر، محبوبیت و موفقیت مادی تقلیل می‌دهند. او می‌گوید وقتی جوانان نمی‌توانند این معیارها را برآورده کنند، در ۱۲ یا ۱۳ سالگی از خود می‌پرسند: «من چه کسی هستم؟ هیچ‌کس نیستم.»

در مقابل، برنامهٔ توان‌افزاییِ معنوی نوجوانان درک متفاوتی ارائه می‌دهد: «انسان دارای روح و ذهن است و می‌تواند با کسب صفاتی همچون راستی، عشق، شفقت و سخاوت، زیبایی را در وجود خود متجلّی کند.»

این فرایندِ شکل‌گیریِ هویت به‌صورت فردی و در انزوا رخ نمی‌دهد. ملونا انجانگ (Melonna Njang)، عضو هیئت مشاورین قاره‌ای در آسیا، تأکید می‌کند که جوانان هویت معنوی خود را «در فضایی جمعی» کشف می‌کنند؛ فضایی که در آن، خودِ گروه بستری برای رشد آنان فراهم می‌آورد.

خانم انجانگ توضیح می‌دهد: «تغییر واقعی از طریق تلاش‌های فردی حاصل نمی‌شود، بلکه در فضایی جمعی شکل می‌گیرد؛ فضایی که در آن هویت حقیقی خود را در کنار دیگران کشف می‌کنید و سپس آن را در میدانِ خدمت به دیگران آشکار می‌سازید.»

بُعد میان‌نسلیِ این فرایند نیز اهمیتی ویژه دارد. به گفتۀ خانم انجانگ، جوانانی که توانمندی‌های خود را کشف می‌کنند، به‌شکلی طبیعی تمایل پیدا می‌کنند تا به نسل‌های جوان‌تر خدمت کنند و به این ترتیب، با تقویت پیوند میان گروه‌های سنی درون یک جامعه، «حتی روابط نیز بازتعریف می‌شوند.»

خدمت، رشته‌ای پیونددهنده

یکی از مضامین محوری و پرتکرار در این گفت‌وگو این است که خدمت صرفاً یکی از فعالیت‌ها در میان فعالیت‌های دیگر نیست، بلکه رشته‌ای است که به تحصیل، کار و روابط انسانی معنا و انسجام می‌بخشد.

آقای صبور تجربه‌ای را از محلهٔ زندگی خود در نیوزیلند نقل می‌کند. گروهی پنج‌نفره از نوجوانان ۱۵ و ۱۶ ساله که در برنامهٔ توان‌افزایی معنوی نوجوانان شرکت کرده بودند، متوجه شدند که نوجوانان کم‌سن‌تر محله‌شان در خواندن و درک مطلب مشکل دارند.

آن‌ها پس از مشورت تصمیم گرفتند هر هفته کلاس‌هایی برای کمک درسی برگزار کنند. آقای صبور می‌گوید: «اتفاقی که رخ داد این بود که حس مسئولیت در این نوجوانان ۱۵ و ۱۶ ساله به‌طرز چشمگیری افزایش یافت. به‌وضوح می‌شد دید که خود آن‌ها نیز در درک مطلب و رشد فکری‌شان پیشرفت می‌کنند.»

نیکلاس لو (Nicholas Loh)، عضو هیئت مشاورین قاره‌ای در آسیا، اشاره می‌کند که در بسیاری از کشورهایی که او با آن‌ها آشناست، جوانان بیش از پیش از سوی همسالان و اطرافیان خود می‌شنوند که «تغییر دادن دنیا بسیار دشوار است و بهتر است فقط به فکر خود باشند.»

او می‌گوید وارد کردن جوانان به گفت‌وگویی دربارهٔ خدمت، به «گفت‌وگویی سرشار از امید» تبدیل شده است. آقای لو خاطرنشان می‌کند که جوامع در حال آموختن این موضوع هستند که اندیشیدن به جامعهٔ خود «می‌تواند بخشی از آموزش هر فرد باشد»، زیرا خصوصیّات و نگرش‌هایی که در مسیر خدمت پرورش می‌یابد، به رشد فردیِ خودِ جوانان نیز کمک می‌کند.

به‌تدریج، این رویکردِ خدمت‌محور به مراحل بعدی زندگی نیز گسترش می‌یابد. آقای لو توضیح می‌دهد در برخی جوامع که جوانان به‌شکلی عمیق در فعالیت‌های جامعه‌سازی مشارکت دارند، نگرش آن‌ها نسبت به ازدواج نیز در حال تغییر است. زوج‌های جوان دیگر ازدواج و تشکیل خانواده را نه به عنوان کناره‌گیری از اجتماع، بلکه فرصتی برای تعمیق توانمندی‌های خود در مسیر خدمت به جامعهٔ خویش می‌بینند.

حیات فکری و سال‌های دانشگاه

گفت‌وگو سپس به این موضوع می‌پردازد که این الگوهای خدمت و تأمل چگونه در محیط‌های دانشگاهی جلوه پیدا می‌کنند. ناتاشا بروس (Natasha Bruss)، عضو هیئت مشاورین قاره‌ای آمریکا، به نقش «مؤسسهٔ مطالعات رفاه جهانی» (ISGP) اشاره می‌کند که یکی از اهداف آن بررسی نقش‌های مکمل علم و دین در پیشبرد تمدن، در تعامل با دیگران است.

خانم بروس توضیح می‌دهد که سمینارهای این مؤسسه به دانشجویان کمک می‌کند تا به این مسئله بیندیشند که چگونه می‌توان تحصیلات دانشگاهی را با محوریتِ خدمت دنبال کرد.

خانم بروس می‌گوید: «این مسیری که اکنون برای جوانان طی چهار سال تحصیل کارشناسی فراهم شده، حقیقتاً مسیری عمیق است، زیرا در طول سمینارهای مؤسسه می‌توانند پرسش‌های دشوار خود را با گروهی از دوستان‌شان مطرح و بررسی کنند.»

آقای لو توضیح می‌دهد که یکی از دانشجویان پس از شرکت در چنین نشست‌هایی، اقدام به برگزاری جلسات غیررسمی منظمی کرد تا همسالانش بتوانند در آن به بررسی رابطهٔ میان علم و دین بپردازند. او اشاره می‌کند که این فضاهای اجتماعی در برخی دانشگاه‌ها در حال گسترش است، زیرا تعداد بیشتری از دانشجویان دریافته‌اند که بررسیِ هماهنگیِ میان علم و دین به‌عنوان دو نظام معرفتی، افق‌های تازه‌ای را در برابر اندیشهٔ آنان می‌گشاید.

خانم بروس اضافه می‌کند که در برخی دانشگاه‌ها، جوانان برای جلسات دعا و نیایش گرد هم می‌آیند و پس از آن، به گفت‌وگوهایی عمیق‌تر دربارهٔ موضوعات و چالش‌هایی می‌پردازند که در زندگی با آن‌ها روبه‌رو هستند. همچنین در ایالات متحده، طی مجموعه‌ای از کنفرانس‌های جوانان با محوریتِ تأمل در فعالیت‌های جامعه‌سازی، جوانان در حال مطالعهٔ پیامی از بیت‌العدل اعظم خطاب به جامعۀ بهائی آمریکا بوده‌اند که مسئلهٔ بی‌عدالتی نژادی را مورد توجه قرار می‌دهد.

خانم بروس می‌گوید این پیام به جوانان کمک می‌کند تا خدمت خود را در بستر ساختن اجتماعی ببینند که «یگانگی نوع بشر در کانون آن قرار دارد.»

پاسخی به اضطراب و انزوا

مهمانان همچنین به بررسی چالش‌های فزایندۀ اضطراب، افسردگی و انزوا در میان جوانان می‌پردازند؛ چالش‌هایی که به گفتۀ خانم انجانگ، برای جوامع جنوب‌شرقی آسیا «بسیار جدید» هستند، جوامعی که در سال‌های اخیر به‌طور روزافزون تحت تأثیر نیروهای فردگرایی و مادی‌گرایی قرار گرفته‌اند.

خانم انجانگ می‌گوید در چنین شرایطی، همین اقدام سادهٔ گرد هم آمدن در حلقه‌های مطالعه برای بررسی مفاهیم معنوی به جوانان کمک می‌کند تا «با ایجاد حس مشترکی از هدف، بر احساس تنهایی غلبه کنند.» او تأکید می‌کند که این فرایند جوانان را با «شرافت ذاتی‌شان» پیوند می‌دهد و بستری جمعی برای کشف هویت خود و خدمت به دیگران فراهم می‌سازد.

آقای لو اشاره می‌کند زمانی که گروه‌هایی از جوانان در فضایی با محوریت خدمت و مطالعه گرد هم می‌آیند، تغییری ملموس رخ می‌دهد: «اگر جوانی خودش انتخاب کند که تلفنش را کنار بگذارد، یعنی چیزی معنادارتر پیدا کرده است.» او توضیح می‌دهد در چنین فضایی، جوانان دیگر اسیرِ فناوری نیستند، بلکه در حال ترسیم «مسیر تازه‌ای» هستند که در آن فناوری در خدمت فعالیت‌های آن‌ها در جامعه قرار می‌گیرد.

خانم بروس با تأمل در این موضوع خاطرنشان می‌کند که در رویکرد «توجه به دیگران» قدرتی ذاتی و شفابخش نهفته است: «وقتی برای کمک به دیگران گام برمی‌دارید، رنج‌ها و مشکلات شما نیز به‌تدریج کمرنگ می‌شود. خدمت، بزرگ‌ترین داروی شفابخش برای نوع بشر است.»

این قسمت از پادکست بخشی از مجموعهٔ «در گفت‌وگو» است؛ کاوشی جمعی دربارهٔ کاربرد عملی اصول بهائی برای ساختن اجتماع‌های صلح‌آمیز.

اپیزودهای بیشتر